فکر می کنم تمام آرزوی یه مادر اینه که همیشه فرزندش را در حال پیشرفت ببینه

دخترم هنوز واسه درک این چیزا خیلی کوچیکه ولی همین که میبینم همه چیزهایی که میبینه را درک می کنه و اینکه کاملا حرف می زنه و منظورشو کاملا بهمون میرسونه همین واسه من کلی پیشرفته! باورکنین واقعا لذت می برم وقتی برام درد و دل می کنه و از دل پرش از بابا امین و من میگه که کارتون ببعی(بره باهوش) رو براش نذاشتیم

روزی هزار باررررررررر این کارتون را میبینه و خسته هم نمیشه!

دیگه کاملا حرف می زنه و همه چیز را می گه

خیلی هم فضوله

روز تولدم از پدرم یه لب تاپ کادو گرفتم میگ لب تاپ منه! و ۲۴ ساعته پشتش نشسته

دیروز اومده دم خونه همسایه بهش کیک دادن

عصر پوست خالیشو اورده نشونم میده و میگه مامان کیک منو امین هورده

میگم اینو از کجا اوردی میگه خانومه هوسف فور (یوسف پور) بهم داده!!!!!!!!!!

وقتی می خوام ببرمش بیرون میگه مامان مهلا کفش صورتی پوشم یا مکشی

باید رنگ کفشش به لباساشون بیاد!

تازگی ها یاد گرفته در یخچال را باز می کنه و دو ساعت جلوش میاسته و میگه واسا واسا

تا شکلات یا بیسکوییت  یا آبمیوه یا هر چیزی که دوست داشته باشه رو پیدا نکنه ول نمیکنه

در فر و ماشین ظرفشویی و دستگبره کشو آخریه هم که شده ۴پایه خانوم ازش بالا میره و همش

تو کاراهای من سرک میکشه

بعد قشنگ اینه که اگه بازم قدش نرسه میگه مامان کو  بیبینم  حالا روی گاز باشه سرخ کردنی باشه هر چی باشه قبول نمیکنه که الا و بلا بیاریش پایین من ببینم توش چیه

خلاصه این روز ها بلبل زبونی های این خانوم کوچولوی ما شده سوژه خنده و تعجب برای ما که این دختره از چه چیزایی سر در میاره

شبا موقع خواب میاد بوسم میکنه و میگه مهلا دوست دارم

آخخخخخخخخخخخ که می میرم واسه این دوست داشتن هاش

 

خوب دیگه پر حرفی بسه

تا مطلب بعد با عکس بدرود